نقطه عزیمت به توسعه (زنده یاد دکتر حسین عظیمی)

در اقتصاد ایران حرکت های فیزیکی توسعه به مراتب بیش از حرکت های فرهنگی توسعه پیش رفته است . در هر دو حوزه فیزیکی و فرهنگی مشکل داریم ولی به طور نسبی سرمایه گذاری های فیزیکی ما حتی از سرمایه گذاری های تخصصی یعنی آموزش نیروی انسانی نیز پیشرفته تر است . اگر این تشخیص درست باشد نقطه آغاز حرکت در مسیر تحول و توسعه ایران در این مقطع تاریخی ، تحول فرهنگی است و تحول فرهنگی هم سه خط مشی بسیار اساسی دارد.
    1-متحول کردن آموزش هایی که مربوط به شخصیت سازی فرهنگی جامعه می شود و اساسا متکی بر تحصیلات دوران ابتدایی است . لذا اولین خط مشی حرکت توسعه ای جامعه ما، نوسازی و بازسازی نظام آموزش ابتدایی است که به نظر می رسد این کار در مجموعه های سیاسی امروز کشور به فراموشی سپرده شده باشد.
     اما آیا تحول فرهنگی در جامعه ای که خانواده های آن یا عمده خانواده های آن درگیر مسائل فقر و یا تامین حداقل معاش باشند دارای سرعت لازم خواهد بود؟ آیا پدران و مادرانی که از صبح تا شب مداوما و اساسا درگیر این نکته هستند که لقمه نانی برای خود و فرزندان تهیه و تامین کنند آن هم در دنیایی که این همه نعمت و فراوانی هست ، می توانند به آموزش های شخصیتی کودک خود در محیط مدرسه بپیوندند    قطعا جواب این سوالات منفی است . چه باید کرد؟؟

ادامه نوشته

افزایش شدید قیمت پراید (طنز)

 ابراهیم رها در روزنامه اعتماد نامه ای برای محبوبش " پراید " نوشته که جالبه:


روزگار، ما را به جایی رسانده كه به پراید نامه بنویسیم. (فكر كن!) پراید عزیزم، شنیده‌ام مرز هجده میلیون تومان را رد كرده‌ای.‌ای قشنگ‌تر از پریا از این به بعد، انصافا، تنها تو كوچه نریا. چون با این وضعیت زورگیری، اختلاس و... كلا بچه‌های محل دزدن و خدای نكرده زبانم لال یكجا تو رو می‌دزدند.
پراید خوبم، انژكتورت را قربان، ‌ای لاستیكت تو حلقم، ‌ای فدای برجستگی صندوق عقب تو، ‌ای دور رینگت بگردم، فكر می‌كردی یك زمان به مدد تلاش شبانه روزی مسوولان هجده میلیون تومان بشوی؟!
ای پراید، ‌ای نازنین، ‌ای ماكسیما مخفی، ‌ای طرح ژنریك بنز، ‌ای پرادو مینیمال تو الان در شرایطی هستی كه می‌توان لنت‌هایت را طوطیای چشم كرد. تو الان در موقعیتی هستی كه دود اگزوزت صد مرتبه از هوای فرحزاد مصفی‌تر است! تو چنان مقام و منزلتی داری كه مردم عاشق جیب چاك تو هستند. یعنی قیمتت جیب جر می‌دهد، باقلوا! من در حسرت آن لحظه خواهم سوخت كه سایپا سر در كارخانه‌اش بیلبورد بزند «این ور پراید اوفینا/ اون ور پراید اوفینا».

ای تراول چك متحرك، ‌ای هر دور لاستیك تو شیش ماه كار كردن من، ‌ای كه دیروز در حد غضنفر بودی و امروز اما یك پا «ارزو» شدی. همینطور كه در خیابان‌ها حركت می‌كنی و از مردم دل می‌بری به جان مسوولان با بالا گرفتن برف پاك‌كن‌هایت دعا كن. آنها و فقط آنها چنان در حوزه اقتصاد كیمیاگری بلد بودند، كه توانستند نه مس، كه لگنی مانند تو را طلا كنند؛ طلای هجده عیار! باز من نمی‌دانم چرا این مردم ناسپاس از مسوولان انتقاد می‌كنند. قیمت پراید امروز، قیمت زانتیای یك سال پیش است. آیا این امر به راحتی به دست می‌آید؟ این دوستان ناممكن‌ها را برای ما ممكن كرده‌اند. ‌ای الهی آخ و همینطور بچه‌ها متشكریم از بیخ.

منبع: روزنامه اعتماد