بدون شرح
تو پارک دانشگاه یکی دو تا درخت چغاله داشتیم، ترم اول رو یادتونه؟ تو پارک بودیم آقایون هم اونطرف نشسته بودن، آقای نیاصفر با یه گرز افتاده بود به جون یکی از این درختای بدبخت تا هر جور شده چنتا چغاله رو ازش کش بره، یادش بخیر...
چن روز پیش رفته بودیم کرمانشاه کنار خیابون داشتن ازش میفروختن منم هوس کرده بودم از ماشین پیاده شدم که بخرم، از فروشنده پرسیدم کیلویی چند؟ حدس بزنید چقدر؟
گفت کیلویی 40 هزار، از تعجب همینجوری دهنم باز مونده بود، یعنی چغاله که تا چن وقت پیش کیلویی سه چار تومن بود چجوری یدفه شد 40 هزار، واقعأ من موندم این قیمتا رو چه سیستمی تعیین میشن و اینطوری تغییر میکنن!!!
هیچی دیگه، اینقدر خورد تو ذوقم که حتی حاضر نشدم یه بسته کوچیک ازش بگیرم.
بچه ها میگم ما که رشته مون اقتصاده بیاین یه کم اقتصادی فکر کنیم، این ترم که درختا چغاله دادن بریم بچینیم بفروشیمشون بخدا درآمد خوبی نصیبمون میشه.

پسته رسید به کیلویی 60 هزار بازم مردم رفتن گرفتن، من موندم این ملت چرا هر چیزی که گرون میشه بدو بدو میرن میخرن.
قبلنا اگه قیمت کالایی بالا میرفت تقاضا واسش کم میشد ولی جدیدأ اینطور نیست هر چیزی که قیمتش زیاد بشه مردم میریزن سرش. بابا مثلأ اگه امسال عید پسته نخورید چی میشه، واقعأ ضروریه!!!
همین کارارو میکنین قیمتا روز به روز بالاتر میره. این استقبال گرمتونو میبینن انگیزه واسه افزایش قیمت بیشتر میشه، والا...

