وقتی تورم در اقتصادی دورقمی است، این نیست که تورم به صورت همگون همه کالاها، خدمات و دستمزدها را تحت تاثیر قرار دهد، که اگر چنین بود تورم مشکل عمده اقتصادی در نظر گرفته نمی شد. یک مشکل عمده تورم این است که هر از چند گاهی  یکی از بخشهای اقتصادی را هدف قرار می دهد. مثلا در چند سال گذشته این بخش مسکن بوده است که از تورم متاثر شده است. این روزها، بخش مواد خوراکی و آشامیدنی است که بیشترین افزایش قیمت ها را تجربه می کند. به دلیل اینکه طبقات کم درآمد و با درآمد متوسط کسر بزرگتری از درآمد خود را صرف خرید مواد غذایی می کنند، این دو بخش تورم اخیر را بیشتر از طبقه پردرآمد حس می کند.

اما سرچشمه تورم کجاست؟  آیا تورم توسط عده ای دلال و واسطه و یا وابستگان به مافیای پنهان بی نام ایجاد می شود؟ جواب این سوال از دید اقتصادی آسان است. اگر تورم مزمن و رقم تورم بالاست در آنصورت منشاء تورم چیزی جز سیاست پولی انبساطی نیست. به عبارت دیگر کسی در بانک مرکزی انگشتش را روی ماشین چاپ پول گذاشته و یادش رفته انگشتش را بردارد. (توجه کنید که سیاست انبساط پولی لزوما به معنای چاپ فیزیکی پول نیست. در اینجا از عبارت چاپ پول به این دلیل استفاده می کنم که قابل حس تر است.)  در کشورهایی که سیاست پولی استقلال دارند این بانکهای مرکزی اند که مسئول تورم (و یا کنترل آن) شناخته می شوند. در ایران اما سیاست پولی از سیاست مالی جدا نیست. بنابراین با اطمینان می توان گفت که مسئول اصلی تورم مزمن در اقتصاد ایران بی انضباطی در سیاست مالی و بودجه ریزی دولتهای گذشته و حال بوده است و لاغیر.نه دلالها و واسطه ها، نه واردکنندگان و تولیدکنندگان، و نه آن مافیای بی نام، بلکه این سیاست های اقتصادی دولت است که تورم را در درازمدت ایجاد می کند.درمان این عامل تورم البته تعهدی درازمدت لازم دارد که یک شرط (البته ناکافی آن در اقتصاد ایران) استقلال بانک مرکزی است.