در کوتاه مدت البته، عوامل دیگری نیز تورم را افزایش یا کاهش می دهند که در اینجا به چهار عاملی که با شرایط فعلی اقتصاد ایران  بیشترین ارتباط را دارند اشاره ای می کنم. شوک به طرف عرضه کل یا تقاضای کل دو عامل از این چهار است. منظور از عرضه و تقاضا آن چیزی است که به ترتیب به تولید و مصرف مربوط می شود. شوک به طرف عرضه کل در شرایط حاضر به دلیل تحریم قابل ملاحظه است، و گر چه به تاثیر آن در تورم شکی نیست، اندازه این تاثیر به سادگی و با توجه به محدودیت در آمار و اطلاعات قابل محاسبه دقیق نیست. به طرف تقاضا که نگاه کنیم، یکی از دلایل مهم شوک به طرف تقاضا، ایجاد قدرت خرید بیشتر، بویژه بوسیله مردم کم درآمد و یا با درآمد متوسط است، که حاصل طرحی است که به هدفمندی یارانه ها معروف گشته است. در اینکه طرح هدفمندی یارانه ها در تشدید تورم موثر بوده شکی نیست. اما چند نکته در این باره قابل ذکر است. اولا، تا آنجایی که من می دانم، هیچ مطالعه جامع بی طرفانه ای که قابل قبول اجماع اقتصاددانان باشد بر روی تاثیر طرح هدفمندی بر تورم صورت نگرفته است.  دوم اینکه، تورم ناشی از هدفمندی می بایست در آغاز اجرا بیشترین نمود را داشته باشد. دلیلش این است که اکثر مردم دریافت کننده یارانه نقدی (با درآمد کم یا متوسط) از نظر اقتصادی کم صبرند و تقریبا به محض دریافت یارانه نقدی آن را خرج می کنند. همین مسئله باعث می شود که تورم ناشی از هدفمندی، بلافاصله بعد از اجرا قابل مشاهده باشد و گر چه گرانی به وجود آمده پا بر جا می ماند اما نرخ تورم حاصل از طرح به تدریج محو می شود. به همین دلیل معتقدم که اوج گرفتن تورم، که اخیرا در حال رخ دادن است، حاصل پرداخت یارانه ها نیست. نکته سوم آنکه، در هفته های اخیر، عده ای اقتصادخوانده و به تبع آنان عده ای از سیاسیون، وزن زیادی به تاثیر طرح هدفمندی بر روی تورم داده اند. داستان افراد مخالف طرح هدفمندی که تمام تورم را به این طرح نسبت می دهند داستان آن طبیبی است که تشخیص اش از بیماری متاثر از اولین چیزی بود که جلو چشمش قرار داشت. ناخوش خر خورده بود زیرا که پالان آنجا بود. مشکل آقایان این است که با این فرض شروع می کنند که انگار قبل از این طرح تورمی موجود نبوده است. دیدن اثر تورمی طرح هدفمندی و ندیدن شوک به عرضه در شرایط فعلی اقتصاد ایران به درمان غلط منجر می شود.